بیا بریم تا تموم نشه

#ساعت 6...خیابون ولیعصر..قدم می زنیم می ریم بالا

@عاااااالیه

 

بهار باشه...هوا عالی باشه..یه روز خوب هم باشه..دیگه نمی شه پیشنهاد قدم زدنو رد کرد

 

#گفتم قدم بزنیم که راجع به دو نکته با هم حرف بزنیم

@وقتی برنامه رو گفتی خودم فهمیدم که قراره بحثی باشه

 

همه ی ما توی ذهنمون یه موزه داریم

از بعضی خاطراتمون مجسمه ساختیم و گذاشتیمش توی ویترین و گاهی هم لمسش می کنیم

از بعضیاشون یه جعبه موسیقی ساختیم و گاهی روشنش می کنیم

بعضیهاشو نوشتیم و مثل کتاب خطی یه جای دور بایگانی کردیم

ولی مهم ترین هاشو نقاشی کردیم و قاب گرفتیم و زدیم به دیوار..اینطوری راحت و سریع بهشون دسترسی داریم و می شینیم ساعتها نگاهشون می کنیم

 

#خب در مورد ایده هات بهم بگو

@برای بعضی ایده هام ازت کمک می خوام

#از خدامه..باید عکس بگیرم برات؟

@یه کمک دیگه هم می خوام..از نظر دید زیبایی شناسی بصری کمکم کن

 

همچنان قدم می زنیم

یخ کردم ولی ترجیح می دم مسیر تموم نشه

نمی دونم ساعت چنده

 

#دیدی یه وقتایی پوستت دون دون می شه؟

@آره مور مور شدن

#حس عجیبیه...آدم دوست داره اون کسیو که دوستش داره محکم بغلش کنه و فشارش بده

 

قدم می زنیم

فارغ از هر نگاه و زمان و مکانی سعی می کنم باشم،فقط باشم

قدم می زنیم

 

یاد موزه ی ذهنم می افتم

یه خنده هایی هستن با همن،هم آوا هستن اینا رو باید قاب کرد

یه نگاه هایی هستن عمیقن،انگار تا ته وجودت رو حفر می کنن اینا رو باید قاب کرد

یه حرفایی هستن حس پشتیبانی میدن،حسی که انگار خالی نیستی،یکی هست که سکوتت رو می شکنه و مراقبه که غرق نشی،اینا رو باید قاب کرد

 

قدم می زنیم

و من تیکه تیکه ها رو قاب می گیرم

/ 0 نظر / 31 بازدید